اشتباهــــی... !

...از عشـــــق که حرف می زنی یاد حبـــــابی می افتم که به تلنگری بند است

اشتباهــــی... !

...از عشـــــق که حرف می زنی یاد حبـــــابی می افتم که به تلنگری بند است

حســــــــــادت ...


حسادت میکنم...!!

به پیراهنت  به آفتاب بالای سرت به آینه اتاقت که

هرروز یک دل سیر تماشایت میکند...

به دوستانت...

من یک نفر، بی انصاف...

چطوریک تنه به یک لشکرحسادت کنم؟

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد