وقتی بارون میباره ...
میرم زیر بارون بدون چتر...
سرمو رو به آسمون میکنم تا قطره های بارون تو صورتم بخوره
... تا نکنه کسی اشکامو ببینه ... اونقدر زیر بارون میمونم تا سرتا
پام خیس خیس میشن .... اونقدر زیر بارون میمونم تا به خودم
بلرزم ....
اون وقت همه عشقمو از عمق وجودم حس میکنم ... و در اوج
اشک ریختن ته دلم خوشحالم که هنوز عشقت رو تو دلم دارم ...

بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یک دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نکته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ که رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون کویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ که عشق اولی وآخرینست
دل بسته ام به پاییز شاید دوباره سر مهر بیایی
دربارهی شعر دوستم زهرا یه نظر بذار.
چشم ، حتما :)
سلام.خوفی؟؟؟؟
وبلاگت خیلی خوشکله،قالبت هم ساده اما قشنگه بهت تبریک میگم.
من یه سایت تفریحی دارم توش عکس فیلم جوک اس ام اس و... هست هم میتونی تو بخش نام نویسی عضو بشی و پست بزاری تا بقیه هم ببینن هم میتونی به عنوان منبع مطالب وبلاگت استفاده کنی.منتظرتم گلم